به گمانم اینطور که باشد توحتی عاشق نامت میشوی!
که از طرز صدا کردنش بفهمی اسمت که هیچ حتی وجودت مالکیتش به اشتراک گذاشته شده بین تو و اوی زندگی ات چه لذتی دارد صدایی مدام نامت را تکرار نکند وتا تو جانم بگویی بگوید امان از واس پرتی یادم رفت چه میخواستم بگویم
دوباره نامت را تکرار کند وتو بدانی اینبار هم به شوق شنیدن جانم از زبانت صدایت کرده
همیشه ابراز علاقه با گفتن جانم ...عزیزم...نفسم نیست
گاهی تمامی شیرینی یک حس درگفتن نام آن هم با میم مالکیت خلاصه می شود
تو هیچ میدانی با همین سادگی های کوچک اما دوست داشتنی می شود شاد بودو زندگی کرد؟
برچسب:
نویسنده: الینا ایمانی