و آبرویم را نریزی،ای دل
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 14:21
لحظه دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام ،مستم باز می لرزد دلم ، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم
جانم
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 14:21
چه کیفی دارد کسی باشد که وقتی نام کوچکت را از ته دل صدا میزند لبخندی روی لبانت نقش ببندد وتوآرام بگویی «جانم» به گمانم اینطور که باشد توحتی عاشق نامت میشوی! که از طرز صدا کردنش بفهمی اسمت که هیچ حتی و
خدایا شکرت
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 14:21
خدایا شکرت.هرچی بگم بازم کمه و چقدر نزدیکه..... خیلی هیجان دارم.خدایا ازت خیلی خیلی خیییلییی ممنونم. بخیر باشه مژده ای دل که... کمتر از 4-3ساعت دیگه اصلا مگه میشه چیزی گفت؟؟اصلا باید چی گفت؟؟کدوم کلمات اصلا میتونن توصیف کنن؟؟اصلا مگه قابل وصفه؟؟؟ خدایا تو خودت بهتر میدونی...خیلی هم بهتر..حتی بهتر از...
و قسم به.... .
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 14:21
دوسه روزه دلم یه حال خوبی دارهتورو دیدن رو من خیلی اثر میزاره+ادامه مطلب رمز دارهکلا از این به بعد رمز داره
تومرا میفهمی ومن عاشق شدن را یاد میگیرم
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 14:21
آشوبم آرامشمتویی....
وقسم به زمان
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 14:21
مثلا اون موقع هایی که آرومی ها...همینجوری ریلکس یه جا نشستیا ولی یهوآخ که یهو نمیدونی چرا دگرگون میشی....یجوری یهویی بی قرار میشی....دستتو که میزاری رو قلبت میبینی اوه...که چقدر داره تند میزنه..تند تن
وعشق
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 14:21
عشق انسجام میاره برای همین با کلیت ها کار داره ... عاشق همه چیز رو توی معشوقش دوست داره، کم و کاستی ها در کنار نقاط قوت براش یه ترکیب خواستنی میسازه که همه رو با هم خریداره ... برای همینه که هیچ عاش
زندگی
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 14:21
دیروز دیروز دیروز آخ که دیروزچقدر روز پرهیاهویی بود...چقدر بالاپایین داشت....چقدر هی این دل لریزدو اروم گرفت لرزیدو اروم گرفت لرزیدو آروم نگرفت ....خدایا شکرت «بامن ازدواج میکنی؟»...................